پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
نظری اجمای بر گذشته ترکان و قشقایی ها
نظری اجمای بر گذشته ترکان و قشقایی ها
حدود هفتصد سال پیش حکومت ترکان در ترکیه فعلی بدست ترکان عثمانی می افتد و ترکان عثمانی در مدت حکومت خود اکثر سرزمینهای ترک توران را تحت حاکمیت خود می گیرند یعنی از شبه جزیره بالکان اروپا گرفته تا کشور یمن کنونی در جنوب عربستان و سرزمینهای خاورمیانه تا شمال دریای سیاه بتعداد بیست و هفت دولت تحت حاکمیت ترکان عثمانی بوده است . ترکان عثمانی بیش از ششصد سال حکومت می کنند و در این مدت بقیه آسیای میانه تا تنگه برینگ آلاسکای آمریکا در دست ترکان حاشیه دریای خزر و آذربایجان و قفقاز بوده است . یعنی حدود هشتاد سال پیش، ازبلغارستان و مجارستان و بالکان در اروپا تا انتهای شمال شرقی روسیه و در جنوب تا یمن عربی فعلی و تا اقیانوس هند که در حال حاضر حدود پنجاه و یک (51) کشور و جمهوری خود مختار شده اند ، وهمگی تحت حاکمیت ترکان جهان بوده است . که درجریان جنگهای جهانی دول اروپایی به رهبری امپراطوری بریتانیا ( انگلستان )، متحد شده و بشرح زیر امپراتوری بزرگ ترکان جهان ( توران ) را از بین می برد:
اولا : حکومت ترکان عثمانی را متلاشی کرده و به دولتهای تحت حاکمیت ترکان عثمانی که حدود بیست و هفت دولت بودند استقلال داده و از دست ترکان عثمانی خارج کرده اند . مانند کشور الجزایر ، لیبی ، اردن ، مصر ، اسرائیل ، فلسطین ، لبنان ، سوریه ، عربستان ، عراق ، قبرس ، یمن ، مجارستان ، بلغارستان و غیره که همگی تحت حکومت ترکان عثمانی بودند و بااین اقدام حکومت ترکان را به ترکیه منحصر کردند .
ثانیا : دولت شوروی سابق را در تصرف کردن سرزمینهای ترک حاشیه دریای خزر که حدود بیست و سه سرزمین بود ند و در حال حاضر حدود نوزده کشور و جمهوری خود مختار شده اند آزاد گذاشته و
حمایت کرده اند و در نتیجه همین سیاست بود که سرزمین ترک قفقاز و آذربایجان از ایران جدا و به روسیه ملحق شد .
ثالثا : برای جدا سازی سرزمینهای ترک دنیا ( توران ) ، کشور ارمنستان در شمال ایران را بوجود آوردند و فارسها را در ایران روی کار آوردند ، تا با فارسی کرن زبان ترکهای ایران ، کشور فارسی زبان ایران بوجود آورند تا بدینوسیله دو کشور ایران و ارمنستان را به همدیگر وصل کرده ، و توران بزرگ را دو شقه نمایند . و بدین دسیسه قدرت سرزمین بزرگ ترکان توران را از بین برده و از احتمال امپراطوری شدن آن جلوگیری نمایند .
ولی تاریخ گواه و شاهد است که ترکان ایران در طول حاکمیت هزاران ساله خود بر ایران نه تنها با حمایت بیگانگان بقدرت نمی رسیدند ، بلکه در هیچ سنه تاریخی عامل آنان نیز نبوده اند و برعکس در طول تاریخ ، ترکان ایران همیشه برای حفظ عزت و عظمت ایران خونها داده اند ، که جنگ اخیر تحمیلی عراق بر ایران مثال بارزآن است که درآن 65% شهدا از فرزندان ترک زبان کشوراست .
چند نمونه از سرکوب و کشتار ترکان
- در جریان سرکوب حکومت فدرالیستی مرحوم پیشه وری درآذربایجان حکومت پهلوی ، هزاران تن از جوانان تبریز و سایر نقاط آذربایجان را قتل عام کرده و جنایتها بپا میکنند . که در بعضی از اسناد تاریخی کشته شدن چهل هزار تن از ترکان ثبت شده است .
- جریان تاریخ مشروطیت ایران، خود کتاب قطوری از مظلومیت و مشروعیت جوانمردان ترک آذر بایجان و ملت بزرگ ترک ایران است که حاصل خونهای بسیاری از ترکهای ایران بود .
- شیخ محمد خیابانی را بعد از مبارزات ودلیرمردی سرانجام به شهادت می رسانند و برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم آذربایجان جنازه ایشان را به ارابه ای بسته و در خیابانهای شهر تبریز می گردانند . همچنین در جریان سرکوب حرکت شیخ محمد خیابانی هزاران نفر از مردم آذربایجان را قتل عام و در میادین شهر اعدام می کنند .
- در جریان سرکوب حرکت ملی ستارخان ، هزاران نفر از جوانان و مرد مان آذربایجان را به قتل می رسانند که در تاریخ کشته های حرکت ملی ستارخان ثبت شده و برای همگان عیان می باشد . و سرانجام ستارخان آن سردار ملی آذربایجان را در کوچه های تهران ناجوانمردانه به شهادت می رسانند و حتی از انتقال جنازه ایشان به تبریز ممانعت بعمل می آورند که هنوز هم اجازه انتقال مزار ایشان را به تبریز نمی دهند .

- در جریان سرکوب ترکان قشقایی در جنوب ایران رضا خان پهلوی هزاران نفر از ترکان جنوب ایران را قتل عام کرده و سرانجام بزرگ ایل قشقایی اسماعیل خان صولت الدوله را که وکیل مجلس وقت نیز بود در زندان به قتل می رساند . و حسین خان دره شوری ، یکی دیگر از بزرگان ترک جنوب را بهمراه چهل و شش نفر از بزرگان ترکان جنوب اعدام می نمایند . که در تاریخ ترکان قشقایی اسامی همگی آنان ثبت است .

- در جریان سرکوب ترکان خراسان در شمال شرقی ایران حکومت پهلوی ضمن قتل عام ترکان خراسان بهمراه اعدام ده ها نفر ازبزرگان ترک شمال شرقی ایران رهبرمعروف ترکان خراسان، کلنل محمد تقی خان پسیان را به قتل می رسانند .
- نصرت الدوله فرمانفرمائیان را که از طایفه معروف فرمانفرمائیان ترک و وزیر امور خارجه وقت ایران بود در زندان تهران به دسیسه حکومت پهلوی به قتل می رسانند .
- دولت دکترمصدق قهرمان ملی نفت را چون ازترکان قاجار بودند به محض اینکه بقدرت می رسند سرنگون می نمایند .
برای شنیدن و دانلود دکلمه ابیات باران دلتنگی با صدای چشمان منتظر
اینجا (Download) کلیک کنید.
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387
قرارداد بین قشقایی ها و بختیاری ها، صولت الدوله و وجه تسمیه کلاه قشقایی
قراردارد بین قشقایی ها و بختیاری ها در سال ۱۹۱۰ میلادی:
در پانزدهم آوریل 1910 میلادی (1328 هجری قمری) قرار دادی بین شیخ خزعل و صولت الدوله قشقایی در محل فلاحیه محمره منعقد شد که به موجب آن با هم، پیمان اخوت و برادری بستند، و دست اتحاد و همبستگی به هم داده و متعهد شدند که در تمام عمر به این پیمان وفادار بمانند تا به اهداف گرانبهای مشروطه ایالتی و ولایتی، تأمین آزادی و ادامه حکومت مشروطه جامه عمل بپوشانند.
با استناد به این پیمان تمام طوایف قشقایی و قبایل عرب به صورت عضو واحدی در آمده و با هم متحد و یکپارچه شدند که تا سر حد امکان و توانایی به تعهدات خود عمل کرده و کشتی توفان زده کشور را از گرداب نابودی برهاند و آن را به ساحل نجات راهنمایی کند.
ایلات و عشایر ایران میراث تاریخی، سیاسی و فرهنگی مشترکی را با ملت ایران دارند و در زمان بحرانهای سیاسی همیشه نقش سرنوشت سازی بازی کرده اند.
صولت الدوله در دوره پنجم و هشتم قانون گذاری از طرف مردم جهرم به مجلس راه یافت ، اما به موجب لایحه ای که علی منصور وزیر کشور تهیه و تنظیم نمود و به مجلس داد نمایندگان خود فروخته به دستور اربابان خود بدون هیچ گفتگویی در شهریور ماه 1311 به اتفاق آراء آن را تصویب و از وی که در آن زمان در زندان رضا شاه بود سلب مصونیت نموده و سه ماه بعد در سن 59 سالگی به زندگی او خاتمه داد.
این اولین سلب مصونیت در تاریخ مجلس ایران است.
صولت الدوله در زندان با همان لباس و کلاه مخصوص قشقایی بسر می برد . او در سخن گویی بی پروا بود و اکثراً به اولیای مملکت ناسزا می گفت .
دکتر کردستانی که پس از معاینه جسد صولت الدوله قشقایی گفته بود که مرگ او ناشی از تزریق آمپول سم بوده او را متهم به جنون و هذیان گویی کردند.
جسد پاکش را در امامزاده عبدالله مقبره خانوادگی آنها دفن نمودند.
در 11 سپتامبر 1915 وزیر مختار آلمان نامه ای به صولت الدوله نوشت و در این نامه وطن پرستی او را ستود و همراه با تحفه ای که برای او فرستاده وی را به ادامه مبارزه اش تشویق نمود .
صولت الدوله قشقایی با شنیدن اعطای امتیازات شاه نالایق به استعمارگران دلش به درد و غیرتش به جوش آمد و نسبت به آنان نفرت پیدا کرده طغیان نمود و قربانی همین استعمارگران و وطن فروشان داخلی شد.
صولت الدوله قشقایی در برابر دیکتاتوری جون رضا خان هیچگاه سر تسلیم فرود نیاورد و تا آخرین لحظه از حقوق خود و ملت ایران دفاع نمود .
وجه تسمیه کلاه قشقایی
این کلاه قبلا کلاه ساده ای بود و آن گوش های بغل کلاه نبود این کلاه امروزه نیز در بین قشقایی ها زیاد است اگر یادتان باشد شاه ان تاجشان دو لبه بود دقیقا مثل همین کلاه که امروز ما آن را به اسم کلاه دوگو شی می شناسیم بله دوستان کلاه گرد قشقایی که لبه ای نداشته به دستور ایلخانی بزرگ سردار اجنبی ستیز مرحوم اسماعیل خان قشقایی (صولت الدوله قشقایی) لبه دار شد درست همانند تاج شاهانی او قصدو هدفش از این کار این بود که در جاهای مختلفی هم فرموده اند<<<این کلاه بدین شکل در میآید تا بدانید که هر قشقایی برای خود شاهی است ))))ما شاهیم و فقط شاهان از این کلاه بر سر نهند دوستان این کلاه ابهت عجیبی گرفته در تمام مراسم مهم جشن های عروسی کنسرت های بزرگ این کلاه را برای زیبای می پوشند به حدی رسیده که برخی از لر زبانان نیز از این کلاه استفاده می کنند .

